قیمت سکه و ارز
۱۳۹۳/۰۳/۱۱ - ۱۹:۱۲

اوضاع اقتصادی، سیاسى و اجتماعى در دوران امامت اباعبدالله الحسین (ع)

در دوران حیات امام حسین (ع) انحراف از اصول و موازین اسلام، که از "سقیفه" شروع شده بود و در زمان عثمان گسترش یافته بود، به اوج خود رسید. در آن زمان معاویه که سال ها از سوى خلیفه دوم و سوم به عنوان استاندار در منطقه شام حکومت کرده و موقعیت خود را کاملا تثبیت کرده بود، به نام خلیفه مسلمین سرنوشت و مقدرات کشور اسلامى را در دست گرفته بود

اوضاع اقتصادی، سیاسى و اجتماعى در دوران امامت اباعبدالله الحسین (ع)

به گزارش سراج24، سمیرا رزاقی: با عنایت به ولادت امام حسین (ع) در روز سوم شعبان با همکاری گروه جامعه رویکرد به اختصار اوضاع اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دوران این امام معصوم را به اختصار تشریح می نمائیم.
منبع درآمد مردم کوفه بصورت عطا و جیره بود، که هر دو از طریق حکومت تامین می شد، به همین خاطر مردم به دنبال کشاورزی و صنعتگری نمی رفتند، این کارها را مخصوص موالی (هم پیمانان غیرعرب) تعلقی می کردند بطور کل در شأن خودشان نمی دانستند.
عطا پولی است که مردم از حکومت می گرفتند و جیره هم کمک های جنسی مثل خرما، گندم، روغن و... بود. حکومت ها مخصوصاً حکومت بنی امیه و بالاخص ابن زیاد از این قضیه به خوبی به نفع خودشان استفاده می کردند.
یکی از تهدیدهای ابن زیاد قطع کردن همین عطا و جیره ها بود، بخاطر همین افراد سعی می کردند که قبل از حکومت خودشان، مخالفان حکومت را ساکت کنند. همچنین یکی از شگردهای ابن زیاد برای پراکنده کردن مردم از کنار مسلم زیاد کردن عطا و جیره بود.
ابن زیاد با همین شگرد توانست لشکری بالغ بر ۳۰ هزار نفر برای مقابله با امام حسین(ع) جمع کند. لشکری که دلشان با امام حسین بود!
امام حسین(ع) هم با درک این واقعیت، در سخنرانی روز عاشورا به همین مطلب اشاره داشتند و می فرمایند:
«کلکم عاص لامرى مستمع لقولى، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع على قلوبکم»؛ همه شما علیه من عصیان مى‏ورزید و سخنان مرا گوش نمى‏دهید؛ [علّت آن این است که] عطاهاى شما از مال حرام فراهم آمده و شکم هایتان از حرام انباشته شده است و این باعث مُهر خوردن بر دل‏هایتان گشته است».(۱)
در زمان امام حسین (ع) انحراف از اصول و موازین اسلام، که از "سقیفه" شروع شده و در زمان عثمان گسترش یافته بود، به اوج خود رسید. در آن زمان معاویه که سال ها از سوى خلیفه دوم و سوم به عنوان استاندار در منطقه شام حکومت کرده و موقعیت خود را کاملا تثبیت کرده بود، به نام خلیفه مسلمین سرنوشت و مقدرات کشور اسلامى را در دست گرفته حزب ضد اسلامى اموى را بر امت اسلام مسلط ساخته بود و به کمک عمال ستمگر و یغماگر خود مانند: زیاد بن ابیه، عمرو بن عاص، سمرْة بن جندب و... حکومت سلطنتى استبدادى تشکیل داده، چهره اسلام را وارونه ساخته بود.
معاویه از یک سو، سیاست فشار سیاسى و اقتصادى را در مورد مسلمانان آزاده و راستین اعمال مى‏کرد و با کشتار، قتل، شکنجه و آزار و تحمیل فقر و گرسنگى بر آنان، از هر گونه اعتراض و جنبش و مخالفت جلوگیرى مى‏کرد، و از سوى دیگر، با احیاى تبعیض هاى نژادى و رقابت هاى قبیله‏اى در میان قبائل، آنان را به جان هم مى‏انداخت و از این رهگذر نیروهاى آنان را تضعیف مى‏کرد تا خطرى از ناحیه آنان متوجه حکومت وى نگردد، و از طرفی به کمک عوامل مزدور خود با جعل حدیث و تفسیر و تأویل آیات قرآن به نفع خود، افکار عمومى را تخدیر کرده و به حکومت خودش وجهه مشروع و مقبول مى‏بخشید.
مسلمانان در برابر سیاست عثمان با قیام عمومى، عکس العمل نشان دادند؛ قیامى که بزرگترین شهرهاى اسلامى یعنى مدینه، مکه، کوفه، بصره، مصر و سایر شهرها و روستاها در آن شرکت داشتند؛ ولى با توجه به اینکه در زمان معاویه ظلم به مراتب بیشتر، میزان قتل و تهدید زیادتر و گسترده‏تر و محرومیت مسلمانان از حقوق و ثروت و درآمد خود آشکارتر بود، با این حال عکس العمل دسته جمعى در برابر رفتار ضد اسلامى معاویه دیده نمى‏شد بلکه مردم کورکورانه در برابر معاویه مطیع و خاضع بودند.

این سیاست ضد اسلامى، به اضافه عوامل دیگر همچون ترویج فرقه‏هاى باطل نظیر: جبریه و مرجئه که از نظر عقیدتى با سیاست معاویه همسو بودند، آثار شوم و مرگبار در جامعه به وجود آورده و سکوت تلخ و ذلت بارى را بر جامعه حکم فرما ساخته بود.
در اثر این سیاست شوم، شخصیت جامعه اسلامى مسخ و ارزش ها دگرگون شده بود، به طورى که مسلمانان با آن‏که مى‏دانستند اسلام هیچ وقت اجازه نمى‏دهد آنان مطیع زمامداران بیدادگرى باشند که به نام دین بر آنها حکومت مى‏کنند، با این حال بر اثر ضعف و ترس و ناآگاهى از زمامداران ستمگر پشتیبانى مى‏کردند. در اثر این سیاست، مسلمانان بر خلاف منطق قرآن و تعالیم پیامبر(ص)، تبدیل به افرادى ترسو، سازشکار و ظاهر ساز گشته بودند.
تاریخ این دوره از زندگى مسلمانان، پر از شواهدى است که نشان مى‏دهد این دگرگونى و انحراف فراگیر شده، جامعه اسلامى را با خود هم رنگ ساخته بود.
اگر عکس العملى را که مسلمانان در برابر سیاست عثمان و عمال وى از خود نشان دادند، با روشى که در برابر سیاست معاویه در پیش گرفتند مقایسه کنیم، آثار شوم این سیاست شیطانى را در جامعه اسلامى به وضوح مشاهده مى‏کنیم، زیرا مسلمانان در برابر سیاست عثمان با قیام عمومى، عکس العمل نشان دادند.
 بلى گاه گاه اعتراض هاى پراکنده‏اى مثل مخالفت «حجر بن عدى» و «عمرو بن حمق خزاعى» و امثال آنها بصورت یک جنبش عملى و عمومى در نمى‏آمد، بلکه شعله آن به سرعت خاموش مى‏گشت، زیرا حکومت وقت، سران جنبش را مى‏کشت و انقلاب را در نطفه خفه مى‏کرد و جامعه هیچ تکانى نمى‏خورد.
در مکتب عشق جز تو استادی نیست ؛
۱. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۸.

منبع:رویکرد

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۲
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••